طلسم ازدواج شیخ بهایی

 طلسم ازدواج شیخ بهایی : پس از 15 سال ازدواج، شما شروع به دیدن همسرتان به وضوح می کنید، فارغ از تصورات و تصورات نادرست خود. این لزوما چیز خوبی نیست. وقتی با شوهرم، بیل، در زیستگاه مشترکمان روبرو می شوم، گاهی او را به عنوان تپه ای درهم از لباس های کثیف تجربه می کنم. "چه کسی این را اینجا گذاشته است؟" از خودم می پرسم و بعد لباسشویی بلند می شود تا برای خودش یک فنجان قهوه بیاورد.

هدایت ماندگار : این یک توهم نیست. واضح است تا زمانی که بیل به اندازه کافی قهوه بخورد، روی کاناپه دراز می کشد و به صدای قهوه ساز گوش می دهد و منتظر می ماند تا او را از سرزمین مردگان خارج کند. او دقیقاً مانند انبوهی از لباس های شسته شده است: بدبو، بی اثر، تقریباً حساس اما نه کاملاً.

طلسم ازدواج شیخ بهایی

طلسم ازدواج شیخ بهایی : در مواقع دیگر بیل را به عنوان یک استاد بسیار خوش تیپ، یک رهبر در میان مردان، یک بیننده که ایده های بزرگی در مورد آینده آموزش علوم در آمریکا دارد تجربه می کنم. این وضوح است.

و سپس قهرمان باهوش ما شروع به دفاع از "علوم یادگیری" می کند - چقدر از این اصطلاح متنفرم! - و او به سرعت در برابر چشمان من پژمرده می شود و به یک دانشگاهی نفرین شده تبدیل می شود.

طلسم ازدواج شیخ بهایی : تلاقی بین یک قلابی تنها که به زبان قدیمی صحبت می کند که فقط پنج نفر دیگر روی زمین می فهمند و یک مرد بستنی تسخیر شده که در زمستان مرده با کامیون خود در محله می چرخد ​​و جستجو می کند. برای کودکان. بیل را با وضوحی سوزان می بینم که آزارم می دهد.

لینک مفید : طلسم ازدواج زن بیوه

به همین دلیل است که بقای یک ازدواج مستلزم آن است که صدای همسرتان را کم کنید تا به سختی بتوانید حرف او را بشنوید. شما باید این کار را انجام دهید نه تنها برای اینکه در همان سال اول در مورد همان کلمات و عبارات تحقیر آمیز زیاده روی نکنید.

طلسم ازدواج شیخ بهایی : بلکه همچنین غرغرها و عطسه های مختلف همسرتان و خرخر کردن و صاف کردن گلو به عنوان فلوت جادویی که باعث می شود شما را از در ورودی بیرون پرسه و به بیابان بروید و دیگر برنگردید.

لینک مفید : طلسم رزق و روزی مغازه

وقتی بیل عطسه می‌کند، مهم نیست چقدر دور باشد، مثل صدای یک بوق هوایی است که به سمت صورت شما نشانه می‌رود. به نوعی دو نت درگیر است، یک نت بلند جیغ و یک نت پایین. هر عطسه ای یک اورژانس است. فکر نمی‌کنم با شنیدن صدایی با صدای بلند «عیسی مسیح» را نگفته باشم.

طلسم ازدواج شیخ بهایی : بیل نیز مدام گلویش را صاف می کند. او به طور کلی یک مرد بلغمی است. من تقریباً می توانم از این بد اخلاقی در مورد او خلاص شوم زیرا او همان مقدار باهوش و مهربان و فوق العاده جذاب باقی مانده است که وقتی با او ملاقات کردم 17 سال پیش بود.

لینک مفید : طلسم راضی شدن به ازدواج

این همان احساسی است که محکوم به زندگی کردن و خوردن و خوابیدن در کنار یک نفر تا زمانی که بمیری. از آنجایی که وضوح روی همسرتان سال به سال واضح‌تر و واضح‌تر می‌شود، باید راه‌های جبرانی برای محو کردن و تبدیل آن‌ها به یک مه ملایم، خاموش و کم‌نظیر خارق‌العاده پیدا کنید.

طلسم ازدواج شیخ بهایی : هرچند آسان نیست. چون وقتی بیل گلویش را صاف می کند، مثل این است که پرحاشیه ترین پیشخدمت در عمارت در شرف صدور یک اعلامیه بسیار مهم است و باید توجه همه بچه ها، همسران و حیواناتی را که در گوشه گوششان هستند به خود جلب کند.

لینک مفید : طلسم روانی ازدواج

اما وقتی از کار خود به بالا نگاه می کنید، هیچ ساقی آنجا نیست. فقط بیل وجود دارد که گنگانه به لپ تاپ خود خیره شده است و هیچ اعلامیه مهمی در راه نیست.

طلسم ازدواج شیخ بهایی : آیا از شوهرم متنفرم؟ اوه حتما، بله، قطعا. من کسی را نمی شناسم که بیش از هفت سال ازدواج کرده باشد که از این مفهوم چشم پوشی کند.

لینک مفید : طلسم ازدواج سریع با معشوق

همسر یک نعمت است و یک نفرین است که در هم پیچیده شده است. چگونه می تواند غیر از این باشد؟ چگونه تنفر نتیجه طبیعی سالها خوابیدن به انسان دیگری نیست؟

طلسم ازدواج شیخ بهایی : مگر اینکه هر شب یک قطره پروپوفول را به بازوی خود بچسبانید، چگونه با آن غرغرهای ناخوشایند و خروپف های سنگریزه ای به عنوان چیزی جز ظالمانه برخورد می کنید؟

لینک مفید : طلسم عزیز شدن نزد شوهر

مگر اینکه بیشتر ساعات بیداری خود را به خیال پردازی سپری کنید، چگونه این حضور مداخله گرانه را تحمل می کنید، چیزها را دوباره مرتب می کنید اما در واقع هرگز آن را کنار نمی گذارید، قبوض را باز می کنید اما در واقع هرگز آنها را نمی پردازید، دستمال کاغذی و جوراب های کثیف او را در سرتاسر زیستگاه بکر خود می ریزید؟

طلسم ازدواج شیخ بهایی : "خب، برای خودت صحبت کن. من از شوهرم متنفر نیستم،» ممکن است یکی از شما که متاهل‌تر هستید، اعلام کند و دست‌های خود را در دامان خود جمع کنید.

لینک مفید : طلسم افسون برای ازدواج سریع

آیا فکر می‌کنید نمی‌توانم چشم چپ شما را تا این حد خفیف ببینم، زیرا تصمیم می‌گیرید هرگز اجازه ندهید هر تحریک کوچکی اضافه شود و مانند یک کیسه پلاستیکی شناور به دریا و سپس پیوستن به زباله‌دان بزرگ اقیانوس آرام به ذهن خودآگاه شما حرکت کند؟

طلسم ازدواج شیخ بهایی : من خویشتنداری شما را تحسین می کنم. اما شما نمی توانید 17 سال را با کسی به سر و صدای شوهر من بگذرانید و هرگز اجازه ندهید که زیر پوست شما نفوذ کند. بله، البته من هم او را دوست دارم. و برای سال‌ها، نمی‌توانستم جایگزین مناسبی برای همه آن صداهای بد تصور کنم.

لینک مفید : طلسم قوی برای رابطه نامشروع

وقتی هواپیمای سیدنی در نیمه شب هشت ساعت تاخیر دارد چه کسی باید شاد باشد؟ چه کسی با آرامش صحبت می کند وقتی یکی از بچه ها شروع به گریه غیرقابل کنترل می کند؟

طلسم ازدواج شیخ بهایی : چه کسی وانمود می کند که دوریتوس و بادام یک شام سرگرم کننده آخر شب در دکه روزنامه فروشی فرودگاه درست می کنند؟ وقتی بالاخره به استرالیا رسیدیم، چه کسی تمام رزروها، پول و برنامه ها را از طریق یک مه جت لگ مدیریت می کند؟ چه کسی پروازها و کشتی ها را رزرو می کند و در مورد خلوت جزیره دوستدار محیط زیست در دیواره بزرگ مرجانی تحقیق می کند؟

لینک مفید : طلسم ازدواج در قبرستان

چه کسی در طول هر تور غیرقابل پیش بینی در هر شهر استرالیا پر از اقوام غیرقابل پیش بینی استرالیایی که شوهرش دهه هاست ندیده است، با شادی صحبت می کند؟

طلسم ازدواج شیخ بهایی : کسی که در صد و پنجمین ساعت بحث جاری درباره زانوی بد بیل شرکت می کند، که شامل حدس و گمان، تشخیص های تخیلی تجدید نظر شده، و تجزیه و تحلیل عمیق سطحی از درد می شود که خود او تحت عنوان "اصلاً، هرگز، حتی برای ذکر" ارزش ندارد. یک لحظه؟


برگرفته از : marriage-heather-havrilesky-foreverland

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

هایلایت مو در خانه با شانه

طلسم دفع

آرایشگاه زنانه گیوا سعادت آباد